سه تایی رفتیم هایپرمی(آغوشی)
آغوشی
عزیزم پوشکت تموم شده بود و دندونت هم خیلی میخوارید مامانی اینا هم رفته بودن تئاتر ماسه تا تنها بودیم بابایی از سر کار که اومد گفت بریم هایپر می که برای شما پوشک بخریم
برای اولین بار گذاشتمت تو اغوشی مامانی اینقد خوشت اومد اینقد اقا بودی و ساکت که همه نگاهت میکردن
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سه تایی رفتیم هایپرمی(آغوشی)
